الشيخ حسين المظاهري

184

كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)

بعيه همان جهنّمى است كه در نشأت آخرت ، به شكل آتش و عقرب و مار بر ايشان هويدا خواهد شد . " 40 صدرالمتألهين در اسفار مى گويد : " دگرگونى نفس ، از نشأت طبيعى دنيا به نشأت اخروى و دگرگونى آن بر حسب ملكات و اوضاع ، كه چهره اى اخروى دارد ، خواه حيوانى باشد يا جز آن ، يا نيكو و درخشان ونورانى و يا زشت و تباه و تاريك و درنده نما و بهيمى و به هر روى ، با چهره هاى متفاوت ، همگى برخاسته از اعمال و افعال دنيوى است كه اين چهره ها و هيئتها را پديد آورده است اين سخن ، مخالف تحقيق نيست ، بل امرى ثابت شده در پرتو برهان است ، كه نزد پيشتازان كشف و شهود ، محقّق است و از صاحبان شرايع حق و ديگر اديان به دست مى آيد و ظاهر نصوص قرآنى و احاديث نبوى بر آن دلالت دارند . " 41 او در جاى ديگرى از اسفار مى گويد : " گفتار و رفتار ، مادامى كه وجودشان در محدودهء حركات و جان ، مايه هاىهستى بخش است ، بهره اى از ماندگارى و پايدارى ندارند ، ولى همين كه كسى كارى كند يا سخنى بر زبان راند ، اثر آن بر نفسش پيدا مىشود و حالتى قلبى پديد مى آيد كه زمانى باقى مى مانَد . هر گاه رفتارها و گفتارها تكرار شوند ، اين آثار در نفس ، استوارى مى يابند و همين احوال به ملكه تبديل مى شوند . چه تفاوت ميان ملكه و حال ، بسته به شدّت و ضعف است ، و شدّت در كيفيت ، به حصول صورتى جوهرى منجر مىشود كه مبدأ همين كيفيت است . همچون حرارت ضعيف ذغال كه هر گاه شدت يابد ، چهرهء آتشين سوزانى به خود مى گيرد . چنين است كيفيت نفسانى كه هر گاه شدت يابد به ملكه اى استوار يعنى صورتى نفسانى بدل مىشود كه خاستگاه آثارى است مختص بدان و در پرتو آن ، به آَسانى و بى هيچ درنگ و زحمتى ، فعل هماهنگ با آن ، از آدمى سر مى زند و بدين ترتيب ملكه سازندگى و مبدأ دستاوردهاى علمى و عملى پديدمى آيد . اگر نفس آدمى درگام نخست ، اين اثر پذيرى از افعال را نمى داشت و اين اثر روز به روز در او نيرو نمى گرفت ، هيچ كس